تبليغاتX
هیچ کس با من نیست ...!؟

هیچ کس با من نیست ...!؟

من و من و من ...

بهانه‌ی هستی


فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)!

پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود.

فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و كمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند.

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛

و ... بالاخره كمال نیز بواسطه تو تكامل پذیرفت.
گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید.

مانده ام از تو چه بگویم؟ چگونه بگویم؟ كه قلم درمانده از ستایش توست؛ تویی كه:

تجلّی خدایی و خدای تجلّی؛

كه تمام حسنی و حسن تمام؛

كه دخت یكتای رسولی و یكتا دخت رسول؛

كه كوثر حقیقتی و حقیقت كوثر؛

كه چشم روشن رسولی و روشنای چشم رسول (ص)؛

كه محبوبترین همسری و همسر محبوبترین؛

كه فخر كمالی و كمال فخر؛

كه تجسّم عصمتی و عصمت مجسّم؛

كه حقیقت ژرفی و ژرفای حقیقت؛

كه طهارت محضی و محض طهارت؛

كه ...





تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت.

تاریخ هرگز از یاد نخواهد برد آن بامداد رؤیایی،‌آن پگاه شگرف كه تو در وجود آمدی، گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید، كودكان شادمانه این و آن سو می پریدند. زنان، بر مادر تو، خدیجه، رشک می بردند.

و اینك...

تو آن ماه تمامی كه روزی از مشرق سرزمین وحی درخشیدن گرفتی و امروز عالمیان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شكوهمند تو...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/28ساعت 22:15  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

 

جنبه های مثبت نامزدی طولانی

در نامزدی های طولانی شما قسمتهایی از شخصیت همسرتان را خواهید شناخت که به طور معمول امکان نداشت بر آنها آگاهی یابید، مگر آنکه با هم زندگی کنید. برای شناخت شخصی که به طور متناوب و نه پیوسته او را می بیند، هیچ راهی بهتر از اینکه عملاً با او رفت و آمد کنید، وجود ندارد.
عشقولانه

در دیدارهای کوتاه افراد، اغلب بهترین رفتارشان را نشان می دهند، اما واقعیت در زمان طولانی تر با روابط صمیمانه تر، آشکار می شود. هنگامی که با کسی زندگی می کنید، عادتها، نگرش ها و رفتارهائی را از او می بینید که هرگز از او سراغ نداشتید. چرا که او را در محل زندگی و یا به عبارتی «منطقه امن» او که همانا خانه اش باشد، می بینید. او را هنگامی که خسته، مریض، عصبانی و مأیوس است، می بینید. زندگی مشترک قدرت و خویشتن داری می طلبد و ایجاب می کند که طرفین، سازش و انعطاف پذیری هائی از خود نشان دهند. تنها با زندگی مشترک است که طیف کامل تری از عکس العمل های احساسی و روحی شریک زندگیتان بر شما فاش می شود.

از سوی دیگر ویژگی هائی که باعث می شوند، عاشق کسی شوید و یا از دیدن او لذت ببرید، ممکن است کافی نباشد تا هماهنگی همیشگی شما را بعد از شروع زندگی مشترک تضمین کند. ممکن است، دریابید که سبک زندگی شما و همسرتان با یکدیگر هماهنگی و همخوانی ندارند و این چیزی است که هرگز نمی توانستید بفهمید مگر آنکه روابط نزدیکتری(در دوران نامزدی) داشته باشید.همچنین در این دامنه زمانی در می یابید که قابلیت و توانائی همسرتان در خلق ارتباط حقیقی و کانونی گرم، به چه میزان است.

 

 

جنبه های منفی نامزدی طولانی

باید بدانیم احتمال پیدایش آفت در این دوران وجود دارد. این آفتهای احتمالی نسبت به جوامع و خانواده های گوناگون، یکسان نیست؛ بلکه همانگونه که عادات و اخلاق و آداب و رسوم و عقاید مردم متفاوت است آفات دوران نامزدی و کلاً آفات زندگی خانوادگی نیز متفاوت و گوناگون است. از جمله مشکلاتی که می تواند در این دوران خودنمائی کند عبارتند از:

- توقعات بیجا، دل شکسته

متأسفانه گاهی مشاهده می شود دختر و پسر و یا خانواده هایشان توقعات بیجایی از یکدیگر دارند و بارهای سنگینی را بر هم تحمیل می کنند. این توقعات پیش پا افتاده و مادی است که اصرار بر آنها در شرایط نامناسب، باعث دلسردی و ناراحتی می شود. حتی اگر بزرگترها چنین مسائلی را پیش آورند دختر و پسر، باید هوای همدیگر را داشته باشند و هر کدام نگذارند بر دیگری فشار آید ؛ چراکه ممکن است رابطه شان را که هنوز به ازدواج نیانجامیده است، با توقعات زیاد و نابجا از طرف مقابل، تخریب کنند.

کسانی که نسبت به تعهد هراس دارند ممکن است خود را پشت نامزدی پنهان کنند تا صمیمیتی را که محتاجانه به دنبالش هستند؛ تجربه کنند و در عین حال از تعهد نهائی و خاتمه دوران نامزدی و مسئولیت های آن راحت باشند

- عدم پذیرش مسؤلیت

ممکن است انگیزه و تمایلتان را نسبت به تعهد مادام العمر از دست بدهید. بعضی از اشخاص که نسبت به تعهد هراس دارند ممکن است خود را پشت نامزدی پنهان کنند تا صمیمیتی را که محتاجانه به دنبالش هستند؛ تجربه کنند و در عین حال از تعهد نهائی و خاتمه دوران نامزدی و مسئولیت های آن راحت باشند.

چنانچه به زندگی مشترک با کسی می اندیشید، و ساختار رسمی و سنتی ازدواج را ترجیح می دهید، قبل از شروع زندگی مشترک می بایستی که در باره تمامی موضوعات فوق با همسرتان مذاکره و گفتگو کنید تا از سوء تفاهم های احتمالی جلوگیری کنید. ممکن است بخواهید تا برای خود یک مهلت زمانی در نظر بگیرید. به عنوان مثال، نه ماه الی یکسال؛ تا اینکه در خلال این مدت بتوانید رابطه تان را مجدداً ارزیابی کنید و بفهمید که آیا آمادگی ازدواج را دارید یا نه.

- تجدید خاطرات ناخوشایند اولیه

ممکن است در طول دوران قبل از عقد، کدورتها و ناراحتیهایی پیش بیاید. مثلاً درهنگام خواستگاری، تعیین مهریه وغیره... آنچه که مسلم است این است که این کدورتها نباید به دوران بعد از عقد کشیده شود چراکه مطرح کردن این امور که نشانه عدم رشد و ناپختگی مطرح کننده است، باعث کم شدن محبت میان زوجین می شود و گاهی لطمه های سنگینی بر پیکره زندگی های نو پا وارد می کند.
قلب

- گفتگو درباره خاطر خواهان گذشته

بعضی دختر و پسر ها و یا حتی بزرگترها برای عزیز کردن خود و یا جبران عقده های حقارتشان از خواستگاران قبلی خود مکرر صحبت می کنند، باید بدانیم این کار نه تنها آنها را عزیز تر نمی کند بلکه موجب کدورت خاطر ها می شود و مهمتر این که زیانهای فراوانی نیز به دنبال دارد.

همانگونه که قبلاً نیز گفتیم، زندگی مشترک، قدرت و خویشتن داری می طلبد و ایجاب می کند که طرفین سازشکار و انعطاف پذیر باشند. چراکه عادات و خواسته های دو انسان متفاوت و منحصر به فرد، حالا قرار است با یکدیگر ادغام شود. تنها وقتی که مجبورید با هم راجع به امور اقتصادی، غذا، مسئولیت های خانه، تملکات و... تصمیم بگیرید، می توانید از اینکه آیا همسرتان همراه خوبی است، مطمئن شوید.

 

 

وظایف دختر و پسر در این دوران

1- افزایش شناخت نسبت به یکدیگر، برای تفاهم بیشتر

هر چند دختر و پسر، در مرحله ی گزینش ، باید شناخت کافی نسبت به هم پیدا کرده باشند اما علاوه بر آن شناخت ، باید در دوران نامزدی ، آشنایی ملموس تر و محسوس تر و بیشتری از یکدیگر پیدا کنند و با روحیات و اخلاق و دیدگاه های هم بیشتر آشنا شوند. در حقیقت ، این آشنایی و شناخت در دوران نامزدی ، تکمیل کننده ی شناخت مرحله ی گزینشی است، آن گاه در پرتو این آشنایی نزدیک و کامل ، خود را برای تفاهم و سازگاری در زندگی مشترک ، آماده می کنند. آن شناخت ، برای«انتخاب » بود و این شناخت ، برای « تفاهم و سازگاری».

 

2- اصلاح و تربیت

اگر کسی صفت و خصوصیتی را در نامزدش مشاهده کند که مورد پسندش نباشد و بخواهد آن را برطرف و یا اصلاح کند ، یا صفت و حالتی را در او ایجاد کند، بهترین دوران برای این « اصلاح و تغییر و تربیت »، دوران نامزدی است. چون هنوز روابطشان عادی نشده و نسبت به هم احترام و محبت خاصی قائلند . در نتیجه پذیرششان از همدیگر بیشتر است و زمینه ی تحول و تغییر و اصلاح ، مساعدتر. ( اما نباید از یاد برد که نمی توان فردی را که سال ها به شیوه و عادت خاصی خو گرفته ، اساساً و به طور کلی تغییر داد و متحول کرد؛ بنابراین ، منظور اصلاح و تغییر در اصول بنیادین فرد نیست)

 

3- افزایش محبت

از شرط های اصلی سعادت در زندگی زناشویی ،« محبت » است و زمینه ی آن باید قبل از عقد فراهم شده باشد. اما دوران نامزدی ، بهترین فرصت برای افزایش و تحکیم محبت است. رفتار و گفتار و تمام اعمال نامزدها، در افزایش محبت و یا کاهش آن ، مؤثر است.

بنابراین ، دختر و پسر باید کاملاً مواظب اعمال خود باشند و از هر عمل پسندیده ای که باعث افزایش محبت می شود، کوتاهی نکنند و از کارهایی که موجب دلسردی و کاهش محبت می شود، اجتناب کنند.

 

4- بها دادن به احساسات و عواطف یکدیگر

نامزدها باید مواظب عواطف و احساسات یکدیگرباشند و به آن بها و جواب مناسب دهند. بعضی از نامزدها، به عواطف و احساسات لطیف نامزدشان ، بهای لازم را نمی دهند و به او «بی اعتنایی» می کنند و خیال می کنند این کارشان باعث عزیزتر شدنشان می شود! حال آنکه کاملاً برعکس است و چنین رفتاری باعث جریحه دار شدن عواطف نامزدشان می شود و در نتیجه کینه ی او را به دل می گیرد و ممکن است لطمه های سنگینی به زندگی شان بزند.

خاطرات دوران نامزدی – معمولاً – تا آخر عمر در ذهن می ماند و در زندگی آینده تأثیر دارد ( چه خاطرات شیرین و چه تلخ ).

بنابراین ، رفتار نامزدها باید کاملاً حساب شده باشد و از اعمالی که به غرور و شخصیت یکدیگر لطمه می زند، اجتناب گردد. بی اعتنایی و سرسنگینی و تکبر در مقابل نامزد، لطمه های سنگینی به عواطف و شخصیت او می زند.

متأسفانه فراوان مشاهده می شود که پسران جوان از بی اعتنایی و سرسنگینی نامزدشان گله و درد دل دارند و – مثلاً – می گویند :« هدیه ای برای نامزدم گرفتم و با هزار امید و آرزو به دیدارش رفتم ، اما او بی اعتنایی و بی احترامی کرد و مرا تحویل نگرفت و با دلی شکسته و پر خون از منزلشان بیرون آمدم...»

دختران متدین و با عفت بدانند که این کارها، لازمه ی تدین و عفت نیست ، بلکه حرام است.

معنا ندارد که دختر، در مقابل نامزدش که به او محرم است و در حقیقت شوهر اوست ، خود را مخفی کند و به او بی اعتنایی نماید ! بله، این را قبول داریم که : دختران عفیف و با حیا در اوایل دوران نامزدی ، خجالت می کشند و نمی توانند با نامزدشان رفتاری خیلی صمیمی و محبت آمیز داشته باشند؛ پسران هم باید رعایت حال آنان را بکنند؛ اما این حالت و خجالت باید به زودی برطرف گردد و رابطه شان صمیمی و پر محبت ، و در عین حال همراه با احترام متقابل باشد .

 

5- هدیه دادن

« هدیه » در جلب دل ها و افزایش محبت ها ، نقش عجیبی دارد. بر نامزدها لازم است که از این نکته ی زیبا و مهم غفلت نکنند.

لازم نیست که هدیه ، گران قیمت باشد، بلکه لازم است زیبا و مورد علاقه ی طرف باشد و مهمتر آن که : « با ظرافت داده شود!». هدیه دادن ، ظرافت و سلیقه ی خاصی را می طلبد!

این هم فراموش نشود که : هدیه دادن باید از دو طرف باشد، نه این که فقط پسر به دختر هدیه بدهد . البته پسر باید بیشتربدهد!

 

6- نامه نگاری های محبت آمیز

نوشتن نامه های پر محبت و با صفا ، تأثیر نکویی در افزایش محبت و استحکام رابطه ی بین نامزدها دارد. حتی اگر دو نامزد به هم نزدیک باشند و همیشه یکدیگر را ببینند، باز هم نوشتن نامه تأثیر خود را دارد. نامزدها می توانند نامه ها را بنویسند و پس از ملاقات و هنگام جدا شدن از هم ، نامه ها را به یکدیگر بدهند. البته هرگاه مسافرتی پیش آمد و از هم دور شدند ، نامه ها باید بیشتر و مفصل تر شود.

همسرانی را می شناسم که پس از گذشت سال ها از زمان ازدواجشان ، هنوز نامه های دوران نامزدی را نگه داشته و مطالعه می کنند و برایشان خاطره انگیز و لذت بخش است !

 

7- ملاقات های صمیمانه

دو نامزد باید در این دوران شیرین و به یاد ماندنی ، دیدارهای دوستانه داشته باشند. این ملاقات ها ، امید و شور و علاقه را درهر دو تقویت می کند. این کار نه تنها خلاف عفت نیست ، بلکه باعث تقویت عفت در هر دو می شود. در این ملاقات ها ، با یکدیگر صحبت های محبت آمیز داشته باشند و به هم عشق و علاقه و محبت نشان دهند و درباره ی زندگی آینده شان گفت و گو کنند ؛ به هم دل گرمی و امید بدهند و باهم به گردش و تفریح و مسافرت بروند.

 

 

راهکارهایی برای گذراندن دوران نامزدی شیرین و موثر

 

در فرهنگ ما خیلی از دختر و پسر ها قبل از اینکه به زیر یک سقف مشترک بروند ،دوران نامزدی یا همان عقدکردگی را تجربه می کنند ، که هم فرصتی برای شناخت بهتر یکدیگر است و هم روز هایی با مسئو لیت کمتر و فرصت بیشتر برای ذخیره ی مهر و محبت. در این مقاله راهکارهاییبرای گذراندن دوران نامزدی شیرین و موثر را می خوانید :

قسمت‌هایی از شخصیت همسرتان را خواهید شناخت که به‌صورت معمولی امکان‌ ندارد بر آن‌ها آگاهی یابید مگر آن‌که با هم زندگی کنید. برای شناخت شخصی که به‌طور متناوب -نه‌ پیوسته- او را می‌بینید ، هیچ راهی بهتر از این نیست که در عمل و در مقاطع زمانی مختلف و کوتاه، با او زندگی کنید. در دیدارهای کوتاهِ دو یا سه‌ ساعت در هفته، افراد اغلب، بهترین رفتارشان را نشان می‌دهند. واقعیت در زمان طولانی‌تری، و در ارتباط نزدیک تر آشکار می‌شود. – درمی‌یابید که آیا سبک زندگی شما و همسرتان، از تفاهم و هماهنگی حقیقی برخوردار است یا خیر.

ویژگی‌هایی که باعث می‌شوند عاشق کسی شوید و یا از دیدن او لذت ببرید ، ممکن است کافی نباشد تا هماهنگی همیشگیِ شما را بعد از آن‌که هم‌خانه شدید، تضمین کند.

ممکن است از عشق‌ورزیدن به کسی لذت ببرید اما از زندگی با او نه. ویژگی‌هایی که باعث می‌شوند عاشق کسی شوید و یا از دیدن او لذت ببرید ، ممکن است کافی نباشد تا هماهنگی همیشگیِ شما را بعد از آن‌که هم‌خانه شدید، تضمین کند. ممکن است دریابید که سبک زندگی شما و همسر آینده تان، با یکدیگر هماهنگی و هم‌خوانی ندارد.- درمی‌یابید که قابلیت و توانایی همسرتان در ایجاد ارتباطی حقیقی و کانونی گرم، چه میزان است. ممکن است هرگز متوجه نشوید که همسرتان تا چه حد تمایل و قابلیت ارتباطی مستحکم و صمیمی را دارد مگر این‌که تعهد زندگی مشترک با او را عهده‌دار شوید. تنها وقتی‌که مجبورید با هم راجع ‌به امور اقتصادی، غذا، مسؤولیت‌های خانه، تملکات و… تصمیم بگیرید ، می‌توانید از این‌که آیا همسرتان همراه خوبی است یا نه، مطمئن شوید. می‌توانید از ازدواج به ‌دلیل‌های نادرست و زندگی مشترک زودهنگام و نسنجیده دوری کنید.

زندگی مشترک، می‌تواند تجربه‌ی شیرینی از یک رابطه باشد اما چنان‌چه زودهنگام، نپخته و نسنجیده به آن وارد شوید ، اشتباه بزرگی خواهد بود.


شیوه‌های ایجاد خشنودی در دوران نامزدی

همسران جوان با سرمایه‌گذاری در بانک عاطفی یکدیگر، می‌توانند عشق و علاقه‌ی خود را برای زندگی آینده ، حفظ نمایند. این سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند شامل مهرورزیدن‌ها، ابراز احساسات، توجه و محبت در لحظه‌های باهم بودن در دوران نامزدی و مراحل آغازین زندگی مشترک باشد.

درحقیقت، توجه و محبتی که زوج‌ها در روزهای نخستین شروع زندگی به یکدیگر داشته‌اند، طی چندین سال زندگی مشترک نیز (با تکرار و تنوع آن‌ها) به‌صورت سرمایه‌ای برای زندگی مشترک آینده‌شان محسوب می‌شود به‌طوری‌که با عادی شدن رابطه‌ی زناشویی، شما می‌توانید از سپرده‌های عاطفی خود که در دوران شروع زندگی مشترک سرمایه‌گذاری کرده‌اید، برداشت کنید و این، وقتی امکان‌پذیر است که نه‌تنها پیوسته به‌طور لفظی و عملی به همسرتان بفهمانید که دوستش دارید، بلکه در هر فرصتی که به‌دست می‌آورید، عشق و علاقه‌ی خود را به او نشان‌دهید.

این‌کار با انجام روش‌هایی مهرورزانه، امکان‌پذیر است که شما برای ایجاد هیجان و خشنودی احساسی در همسرتان، می‌توانید از آن‌ها استفاده نمایید.بعضی از شیوه‌هایی که در این قسمت به آن‌ها اشاره شده است،‌ ممکن است در نظرتان رؤیایی یا طنزگونه باشد اما به شما اطمینان می‌دهیم که برای خشنودی همسرتان، فوق‌العاده مؤثر است.

فراموش نکنید که در طول زندگی مشترک، اگر همسرتان از لحاظ احساسی خشنود نباشد، اغلب نمی‌تواند به خواسته‌های شما پاسخ مساعد دهد.

خشنودی احساسی ، به این معناست که شما (زن و مرد) باید فداکاری کنید، رفتاری مهربانانه با نامزدتان در پیش بگیرید، از او تعریف کنید و لحظه‌های شاد و خاطره‌انگیزی را برایش فراهم آورید.
توجه داشته باشید که کارهای کوچک، از نقطه‌نظر همسرتان، بسیار بامعناست.مطمئن باشید نشان‌دادن علاقه و عشق‌تان با برنامه‌ریزی، کاری بس عظیم و فوق‌العاده است. باید بدانید اقدام‌های کوچک مهربانانه، به همسرتان نشان‌می‌دهد که او را چه‌قدر دوست دارید ،‌ برایش احترام قائل هستید، از او قدردانی می‌کنید و مهم‌تر از همه، با این کار سبب می‌شوید که همسر آینده‌تان، احساس کند برای شما از هر کسی مهم‌تر است.

تاریخ روزهای مهم زندگی نامزدتان را در‌نظر داشته باشید. شما به یکدیگر علاقه دارید، بنابراین سعی‌کنید همیشه عشق و علاقه، در اعماق چشم‌های‌تان موج بزند. همیشه چشم‌انتظار هم باشید. سخنان او را با گوش دل‌تان بشنوید. تا حد امکان، به امور پدر و مادر یکدیگر رسیدگی کنید. از وسایل مورد علاقه‌اش به‌خوبی نگه‌داری کنید. با تمام افرادی که برایش کار می‌کنند، مهربان و نسبت به آنان خیرخواه باشید. در طراحی نقشه‌های‌تان، با یکدیگر هم‌فکری کنید. در قلب‌تان برایش جایی چون صدف بسازید و او را چون مرواریدی گران‌بها در آن جای‌دهید.

همیشه در اتفاق‌های خوبِ زندگی، او را سهیم کنید . وقتی به جمع دوستان‌تان می‌پیوندید، با افتخار همسرتان را معرفی کنید. برای نامزدتان همواره آرزوی سلامتی کنید. برای همدیگر وقت صرف کنید. به دوستانش احترام صادقانه و خالصانه بگذارید.

در دوره‌های خانوادگی، با روحیه‌ی خوبی حاضر شوید. برای رشدکردن و بارورشدن استعدادهای معنوی‌اش، او را تشویق کنید. قسمت‌هایی از روزنامه را که ممکن است برای او جالب و مفید باشد، برایش جدا کنید. بهتر است عبادت‌ها و نیایش‌های خود را به اتفاق یکدیگر انجام دهید. او را در یکی از روزنامه‌ها یا مجله‌های مورد علاقه‌اش، مشترک کنید. وقتی با شما صحبت می‌کند، به او توجه کامل داشته باشید.

در میهمانی‌ها حد امکان، کنار یکدیگر باشید. هر بار در به‌کار بردن جمله‌ی «دوستت دارم» و تنوع در ارائه‌ی آن، پیش‌دستی کنید. وقتی خسته است، بگذارید به‌اندازه‌ی کافی استراحت کند. تا حد امکان، با همدیگر برنامه‌ریزی کنید. نسبت به وسایل و مکان‌های مورد علاقه‌ی همسرتان، توجه لازم را داشته باشید.

کارهای قشنگ و بزرگ را به‌صورت مشترک انجام دهید. درباره‌ی او مثبت فکر کنید. زمانی ‌که به سکوت نیاز دارد، برایش محیطی فراهم کنید تا در آن، احساس آرامش کافی کند. در مورد هدیه‌ای که می‌خواهید به او بدهید ، خوب فکر کنید. احساس‌های‌تان را از اعماق دل‌تان در زندگی جاری کنید. در کارهای شغلی یکدیگر (در صورت امکان و توان) به همدیگر کمک کنید. در انجام امور خیر، مشارکت داشته باشید. به ارزش‌های یکدیگر، احترام بگذارید. به‌خاطر داشته باشید که روزهای مبارک و مناسبت‌های خجسته‌ی ماه را برایش گرامی بدارید. کمک به افراد مستمند و نیازمند را در حد توان و امکان، با یکدیگر انجام دهید.تجربه های با هم بودنتان را زیاد کنید و از فرصت نامزدی برای آشنایی بیشتر و ایجاد صمیمیت استفاده کنید…

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/02/10ساعت 17:55  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

تو به من خندیدی

تو  به من خنديدي

 

                  و نمي دانستي

 

                          من به چه دلهره از باغچه ي همسايه

 

                                                                     سيب را دزديدم.

 

باغبان از پي من تند دويد

 

                 سيب را دست تو ديد

 

 سيب را دست تو ديد

 

                        غضب آلوده به من كرد نگاه

 

                               سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

 

 

 

و تو رفتي و هنوز

 

              سالهاهست كه در گوش من آرام آرام

 

                                        خش خش گام تو تكرار كنان

 

                                                                        مي دهد آزارم

 

و من انديشه كنان

 

                       غرق اين پندارم

 

                                          كه چرا

 

                                                  خانه ي كوچك ما

 

                                                                      سيب نداشت؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/11/24ساعت 18:40  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد        گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

جنازه ام  چو بینی  مگو فراق  ،  فراق        مرا وصال و ملاقات ، آن زمان باشد

مرا  به  گور سپاری مگو وداع ، وداع        که   گور پرده ی جمعیت جنان  باشد

فرو  شدن  چو  بدیدی ، بر آمدن  نگر        غروب شمس و قمر چرا زیان باشد ؟

کدام دانه فرو رفت در زمین که نرفت؟     چرا به دانه ی انسانت این گمان باشد؟

            

                                                                     مولوی _ دیوان شمس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/29ساعت 20:29  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

به سوی او

ذره ای کوچک نامش اتم

هسته ای در میان و پیرامونش سیاره هایی پروانه وار

 در گردش .

دنیایی از حرکت ، تکاپو و تلاش

در حال شدن ، در جست و جو

منظومه ای بزرگ ، نامش کهکشان

با انبوهی از منظومه ها

هر منظومه هسته ای در میان و پیرامونش سیاره هایی

پروانه وار در گردش .

دنیایی از حرکت ، تکاپو و تلاش

در حال شدن ، در جست و جو

منظ.مه شمسی ، عضوی از کهکشان راه شیری

طول این کهکشان ، هزار میلیون میلیارد (1018) کیلومتر ، با صد میلیارد (1011) ستاره ; هر ستاره در مرکز یک منظومه ، حدود صد میلیارد منظومه در کهکشان راه شیری ! و در این کهکشان ، نزدیک ترین ستاره به زمین در فاصله چهل هزار میلیارد (1013×4) کیلومتر ! و کهکشان راه شیری ، یکی از یک میلیارد کهکشان شناخته شده .

اگر نوری از آخرین کهکشان شناخته شده هم اکنون به سوی زمین حرکت کند ، حدود ده میلیارد (1010) سال می گذرد تا به ما برسد !

آن روز ما کجاییم ؟

کهکشان ها در حرکت ، منظومه ها در جست و جو،

ستاره ها در پویش ،

سیاره ها در تکاپو ،

و جهان در حال شدن ،

و زمین در گوشه ای از کهکشنا ، با سنگ ها ، خاک ها ، گیاهان ، حیوان ها و انسان ، در تلاش

در حال رفتن ،

به هر چه می نگری ، روز بعد ، نه ، لحظه ای بعد گونه ای دیگر است ، حالی دیگر یافته است .

هر چیزی برای رفتن آمده ، از ماندن میهراسد ،

در ماندن نابودی می بیند و در ایستایی ، مرگ !

چون می رود هست ، هست برای این که برود .

به کجا ؟

همه چیز رودی شتابان ، نه مردابی ساکن . سکوت ، قرار و آرام معنا ندارد . اگر خوب گوش بدهی ، ترنم جاری جهان را می شنوی ; اگر خوب چشم باز کنی قدم های شتابان رفتن را می بینی و اگر حسی قوی داشته باشی ، نسیم این جریان همواره را احساس می کنی که :

جهان یک شکفتن است .

آن قطره ی آب که بر صخره می چکد ،

این دانه که از زمین سر می زند ،

این ماهی که در دل دریا می رقصد ،

آن آفتاب که بر عالم می تابد ،

آن پرنده که در آسمان پرواز می کند ،

همه سرود رفتن سر داده اند ، می گویند میرویم تا بمانیم .

حتی آن گلی که در خزان پژمرده می شود ،

آن دانه ای که در خاک می روید ،

در رستخیزی جدید و تحولی دیگر ، می شکفد ، جان می گیرند

طلوع می کنند و از خاک بر می آیند .

جهان _ از ذره های اتم تا کهکشان های بزرگ _ می روند ،

به سوی او ، او که آنها را به سوی خود می خواند ،

او که باقی و جاودانه است .

او جهان را برای جاودانگی آفرید ، برای حیات ،

برای زیبایی ! برای خود که عین حیات ، زیبایی و بقاست .

آن روز که خدا اولین خشت بنای عالم را نهاد ،

گل آ« را با محبت خود آمیخت

و چنین شد که تمام ذرات هستی رو به سوی او دارد .

***

و آن روز که گل آدم را سرشت ،

به او میل به جاوداانگی بخشید ،و خود جاودانه ترین بود ،

به او میل به زیبایی و نیکی داد ، و خود خیر و زیبایی مطلق بود ،

و از آن روز که آدم به زمین هبوط کرد ،

بنی آدم در هجر آن خیر و زیبایی و کمال ، بی قرار شد ،

و از آن هنگام در میان بنی آدم ، آنان که حقیقت هجران را یافته اند ; مشتاقانه ، بر در هستی می کوبند ، به امید لقای او و رسیدن به آستان او .

             « گفت پیغمبر رکوع است و سجود             بر در حق کوفتن حلقه ی وجود »

و این چنین ، زندگی شدنی به سوی او گردید

و رفتنی تا بی نهایت ، تا مطلق ;

و این گونه بود که حیات ، زیبایی و نشاط یافت و خوف و حزن و نگرانی رخت بربست .

 

***

سلام ویژه به خوانندگان این متن :

خواهش می کنم نظرتون راجع به این مطلب را همین پایین «نظر بدهید» ذکر کنید

 دل این بنده خدا رو نشکونین دیگه آره آفرین نظرتونو بنویسید  از همتون ممنونم

راستی اگه اشتباه تایپی وجود داره :1- به بزرگواری خودتون ببخشید 2- توی نظرتون بگین تا درستش کنم (آخه خودم تایپ کردم  ممکنه اصلاح نشده باشه)

بازم ممنونم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/29ساعت 20:27  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

من اینجا بس دلم تنگ است و ...

+ نوشته شده در  جمعه 1389/10/10ساعت 2:24  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

آرزوی بهار

آرزوی بهار

در گذرگاهی چنين باريک

در شبی اين گونه دل افسرده و تاريک

کز هزاران غنچه لب بسته اميد

جز گل يخ ، هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد

من چه گويم تا پذيرای کسان گردد

من چه آرم تا پسند بلبلان گردد

 

من در اين سرمای يخبندان چه گويم با دل سردت

من چه گويم ای زمستان با نگاه قهر پروردت

با قيام سبزه ها از خاک

با طلوع چشمه ها از سنگ

با سلام دلپذير صبح

با گريز ابر خشم آهنگ

سينه ام را باز خواهم کرد

همره بال پرستوها

عطر پنهان مانده انديشه هايم را

باز در پرواز خواهم کرد

گر بهار آيد

گر بهار آرزو روزی به بار آيد

اين زمينهای سراسر لوت

باغ خواهد شد

سينه اين تپه های سنگ

از لهيب لاله ها پرداغ خواهد شد.

آه.... اکنون دست من خالی ست

بر فراز سينه ام جز بوته هايی از گل يخ نيست

گر نشانی از گل افشان بهاران باز می خواهيد

دور از لبخند گرم چشمه خورشيد


من به اين نازک نهال زرد گونه بسته ام اميد.

هست گل هايی در اين گلشن که از سرما نمی ميرد

وندرين تاريک شب تا صبح

عطر صحرا گسترش را از مشام ما نمی گيرد

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/10/07ساعت 3:28  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

من که زبونم بند اومد شما یه چیزی بگید !!!

خدای متعال به حضرت داود (ع) فرمود :

ای داود اگر روی گردانان از من چگونگی انتظارم برای آنان ، مدارایم با آنان و اشتیاق مرا به

ترک معصیت هایشان می دانستند ، بدون شک از شوق آمدن بسوی من می مردند و بند بند

وجودشان از محبت من از هم می گسست.

                                                                                 میزان الحکمه .ج4

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/10/07ساعت 1:40  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/01ساعت 2:21  توسط عبدالوهاب ظهرابی  | 

دردواره ها

دردهاي من

جامه نيستند

تا زتن درآورم

«چامه و چكامه» نيستند

تا به«رشته ي سخن» در آورم

نعره نيستند

تا ز «ناي جان» بر آورم

دردهاي من نگفتني است

دردهاي من نهفتني است

... دردهاي من

گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست

درد مردم زمانه است

مردمي كه چين پوستينشان

مردمي كه رنگ روي آستينشان

مردمي كه نامهايشان

جلد كهنه ي شناسنامه هايشان

درد مي كند

من ولي تمام استخوان بودنم

لحظهاي ساده ي سرودنم

درد مي كند

انحناي روح من

شانه هاي خسته ي غرور من

تكيه گاه بي پناهي دلم شكسته است

كتف گريه هاي بي بهانه ام

بازوان حس شاعرانه ام

زخم خورده است

... دردهاي پوستي كجا؟

... دردهاي دوستي كجا؟

«قيصر امين پور»

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/01ساعت 1:43  توسط عبدالوهاب ظهرابی  |